تبليغاتX
پرده شیشه ای

دوشنبه بیست و چهارم مهر 1385

!!مستقیم!!

سلام

دیوید لینچ فیلمهای زیادی ساخته تا من و شما را به فکر بیاندازد که آیا زندگی همان چیزی هست که می بینیم؟به عبارت بهتر،آیا در حال زندگی کردن هستیم یا وقت خودمان و خدا را تلف می کنیم؟!

داستان استریت (STRAIGHT STORY)، در واقع نهایت برآورده شدن آرزوهای یک فیلمساز برای رساندن منظور خود است!

جایی که در آن متوجه می شویم زمان رو به مرگمان را می توانیم از خطوط یکنواخت وسط جاده زندگی،به خطوط منقطع و جذاب تر و امید بخش تر تبدیل کنیم.این بار رساننده پیام،یک انسان عصا به دست است که از پیری خود به اندازه یک جوان دوچرخه سوار لذت می برد!به طوری که جوانی را به هیچ می پندارد و هیچگاه برای کمک ،طلب نمی کند.

دقت کنید که این پیام آور زندگی،این جاده نوردی را بدون هیچگونه هدف و خود نمایی انجام می دهد و به راحتی می گوید که این روش مسافرت تنها به این دلیل است که نه گواهینامه رانندگی دارم و نه علاقه دارم که کسی من را برساند!متاسفانه به همین سادگی تمام نقدهای آنچنانی عرفانی و فلسفی از عملش را نقش بر آب می کند و مادیات را فدای معنویات نمی کند!

فیلم به تنهایی ،منظومه ایست که شما را آرام می کند و فکرتان را به کار می گیرد که دچار شک می شوید در راههایی که فکر می کنید برای رسیدن به هدف،و در حال جان کندن در آن هستید!

نام فیلم،مانند اکثر فیلمهای لینچ،دارای ابهام است.

استریت به معنای مستقیم و سر راست و جاده به کار می رود که در واقع فامیلی قهرمان داستان هم به همین نام است.

موسیقی و فیلمبرداری دارای بالاترین کیفیت هستند ولی از لحاظ بازیگری چیز دلچسبی نمی بینید.به جز خود ریچارد فرانسورت (آلوین استریت) که او هم به تنهایی یک سی سی یوی متحرک است !!

زیاد وققتتان را با خواندن نقد این فیلم تلف نکنید وآن را ببینید و در مورد آن با کسی صحبت نکنید.فقط فکر کنید.

همین

فعلا خداحافظ.                                                                                  

                                                                                        سوشیانس

 

نوشته شده توسط سوشیانس و انیس در 4 PM |  لینک ثابت   •