چهارشنبه دهم آبان 1385
آدم های سرگردان دوران ما!
![]()
در سال 1997 تئاتری به کارگردانی پاتریک ماربر در رویال کاستلو لندن بر روی صحنه رفت که توانست جایزه لارنس الیویر و جایزه حلقه منتقدین لندن در رشته بهترین تئاتر را تصاحب کند.
در 2004 میلادی مایک نیکولز اقتباسی از همان تئاتر تحسین شده ارائه کرد که راجر ایبرت را مجبور کرد تا درباره اش این گونه بنویسد: « نزدیک تر، فیلمی هوشمندانه، لذت بخش و خوش آیند است.علت بی عیب و نقص بودن برخی صحنه های فیلم تنها در شوخ طبعی دل پذیر و ضرباهنگ پر شور و هیجان آن ها خلاصه می شود.»
بازیگران سرشناس فیلم ، نقش آدم هایی را ایفا می کنند که جملگی از درک عشق و محبت عاجزند. آدم هایی که در دل یک جامعه مدرن و کاملاً امروزی دچار سرگردانی عاطفی شده اند ودائماً از یک موقعیت به موقعیت دیگر می پرند. با نگرانی ناشی از رابطه قبلی به استقبال رابطه جدید می روند. در حالی است که نمی دانند در تمام رابطه هایشان یک غریبه محسوب می شوند.
مردان فیلم نزدیک تر از این که دیگران را ناراحت کنند نه تنها احساس گناه نمی کنند؛ بلکه، از این کار لذت هم می برند و نسبت به سرنوشت دیگران بی خیال و بی تفاوت هستند.
زندگی چهار شخصیت فیلم چنان به هم گره می خورد که توجیه اعمالشان تقریباً غیر ممکن است. رابطه ای که تمام شده دوباره چند سال بعد از سر گرفته می شود و در این بین همه شخصیت دچار سرخوردگی می شوند.
درک شخصیت های فیلم برایم کمی مشکل است زیرا نمی توانم دلیل محکمی برای این بی ثباتی عاطفی بیابم.
حقیقت این است که فیلم نزدیک تر تا حدود زیادی مصنوعی و بی روح به نظر می رسد ولی در دل فضای سرد و یخ فیلم جذابیت هایی پنهان است که انکار آن ها بی عدالتی محض است. برای مثال لوکیشن هایی که فیلم از شهر لندن به نمایش می گذارد و نوع خاص فیلم برداری جلوه ای زیبا به فیلم بخشیده است. رستوران و غذاخوری های شیک ، خانه های مدرن ، هــــتل های مجلل ، گالری های بزرگ از جمله عناصر چشم نواز در فیلم محسوب می شوند. ضمن این که بازی کلایو اوون در نقش یک متخصص پوست بسیار متفاوت است.کلایو اوون ماهیتی سادیستی به شخصیتش بخشیده که با خنده ها و نگاه های شیطانی تأثیر زیادی روی بیننده می گذارد.
فیلم با بهره گیری از زبان تند و بی پروایش به خصوص در روایت شخصیت ها از رابطه ج ن س ی شان به انتقاد و نکوهش عشق های سطحی انسان معاصر می پردازد. مضمون اصلی فیلم نزدیک تر، عدم ثبـات عاطفی آدم های جوامع امروزی است. نــزدیک تر با جهش های زمانی زیرکانه اش ، روابط آدم هایی را به نمایش می گذارد که به واسطه هوس هایشان دستخوش تغییرات مداوم هستند.
شاید « غریبه ها » عنوان مناسب تری برای این فیلم باشد چراکه در فیلم نزدیک تر ، اولین دیالوگی که شنیده می شود « سلام غریبه» است. آنا با بازی جولیا رابرتز عکاسی است که فقط از غریبه ها عکس می گیرد. نمایشگاهی تحت عنوان غریبه ها برپا می کند. شخصیت های فیلم نسبت به هم غریبه هستند و برای تماشاگران فیلم هم تا انتها غریبه باقی می مانند.
از ضعف های عمده فیلم می توان به پرداخت کلیشه ای موضوع اشاره کرد. مایک نیکولز و گروهش پیش از تولید فیلم تصمیم گرفته بودند به منبع اقتباسشان کاملاً وفادار باشند و به نوعی موفقیت تئـــاتر را این جا در سینمـــا هم کسب کنند ولی مثل این که با مشکلات کوچکی رو به رو شده اند. به جای
گذشته از این ها، شخصیت لری ( کلایو اوون ) با تمهیدی به دور از ظرافت و اصول دراماتیک وارد داستان می شود. او بعد از این که در اینترنت با دن چت می کند. به طور اتفاقی با آنا آشنا می شود.
فیلم « نزدیک تر» فیلم جالبی است که البته نباید چندان جدی اش گرفت. فیلم با کندوکاوی که در دل رابطه شخصیت هایش انجام می دهد ، درامی نسبتاً خوب را به نمایش می گذارد. ولی حاصل کار به هیچ وجه آن طور که از مایک نیکولز انتظار می رفت، نیست.
تیموتی

