تبليغاتX
پرده شیشه ای

جمعه پانزدهم دی 1385

سرانجامی بد برای یک رؤیا

 

 

 

یکی از مهمترین نقش های سینما در دوران معاصر ، آگاهی دادن و هشدار دادن درباره بعضی مسائل است که در بعضی جوامع  مخصوصاً کشورهای جهان سوم ،چندان به آنها پرداخته نمی شود یا اگر هم به آنها توجه شود ؛ حاصل کار چندان تأثیرگذار از کار درنمی آید. در چنین مواردی سینما به عنوان رسانه ای مقتدر نقشی اساسی ایفا می کند.

 

دارن آرونوفسکی در سال 2000 با ساخت فیلم مرثیه ای برای یک رؤیا ، بدون ظاهرسازی و مبالغه به نمایش آثار زیان بار مصرف مواد مخدر  بر  جسم ، روح و زندگی آدمی پرداخت. معضلی اجتماعی که تقریباً تمامی کشورهای دنیا به شکل گسترده ای با آن رو به رو هستند.

 

شاید دارن آرونوفسکی با بهترین نگاه ممکن به طرح این مسئله پرداخته باشد.  او بدون اینکه بخواهد از در نصیحت گویی صرف وارد شود یا در نمایش واقعیت زیاده روی کند؛ جهان تیره و تلخی را  در فیلمش به ما نشان می دهد که آدم هایش به واسطه انتخاب های نادرست به ســــرنوشت بـدی دچار می شوند. فیلم  تنها هشداری است که آگاهی افراد را نسبت به عواقب استعمال اینگونه مـــواد بالاتر می برد.

 

دارن آرونوفسکی در سال 1998 با ساخت فیلم پی(  π ) ، ظهور کارگردانی بااستعداد را در هالیوود نوید داد. یک اثر تجربی سیاه و سفید غافلگیرکننده و پیشرو درباره ارتباط کامپیوتر و معنویت به واسطه حضور یک ریاضیدان.

 

 پی و به ویژه مرثیه ای برای یک رؤیا باعث شدند تا انتظارات از این کارگردان جوان بالا برود.

 تا اینکه حدود چند هفته پیش ، سومین فیلم او با نام چشمه با بازی همسرش، رایچل وایز و هیو جکمن به نمایش عمومی درآمد که چندان مورد استقبال منتقدان و تماشاگران قرار نگرفت و به نوعی نتوانست انتظارات را برآورده کند.

 

مرثیه ای برای یک رؤیا بیش از همه تسلط بی چون و چرای کارگردانش را بر اصول تکنیکی سینما به رخ می کشد و از همان نخستین دقایق ، با صراحت می گوید که با اثری متفاوت ، جذاب و نسبتاً مستقل رو به رو هستیم.  فیلم با اینکه قصه اش را کاملاً بر پایه اصول کلاسیک و عامه پسند بیان می کند ولی توانسته به واسطه سبک بصری و تصویرسازی نسبتاً بدیع اش تا حدود زیادی خود را به سینمای مستقل و متفکر نزدیک کند.

 

فیلم، یکی از تلخ ترین تصاویر ارائه شده از نسل جوان معاصر را ارائه می دهد. راهی که فیلم برای هر چه مؤثر تر کردن پیام و هشدارش برگزیده تراژدی است. سرنوشت چهار شخصیت اصلی فیلم به ناکامی و حسرت خوردن برای گذشته، ختم می شود.

 

انزوا و نیاز شدید به محبت و توجه ، خصلت اصلی تمام شخصیت های فیلم است که همین حس نیاز باعث پیوند آنها به یکدیگر می شود. پیوندی که چندان محکم نیست و جایش را به چیزهای دیگری مثل تلویزیون و مواد مخدر داده است.

 

با پایان گرفتن فیلم ، نه تنها فرضیه وجود یک پایان خوش هالیوودی عملاً  از بین می رود؛ بلکه، فیلم سعی می کند با تأکید بر همین پایان تلخ و گزنده پیامش برساند.بنابراین هیچ تضمینی وجود ندارد که بیننده از این فیلم خوشش بیاید  یا  حتی دوستش داشته باشد.

 

مرثیه ای برای یک رؤیا از روی رمانی به همین نام نوشته هربرت شلبی جونیور اقتباس شده است که در سال 1978 منتشر شده بود. جالب است بدانید که  دارن آرونوفسکی سالها پیشتر از ساخت فیلم رمان را خریده بود ولی هرچه سعی کرد  نتوانست خواندن آن را به اتمام برساند.

 

این فیلم، نخستین فیلمی نیست که درباره اثرات مواد مخدر بر ذهن ، جسم  و زندگی افراد ساخته شده و بی شک آخرین آنها هم نخواهد بود ؛ ولی، با جرأت می توان گفت که یکی از بهترین نمونه های این گونه آثار به شمار می رود. .

 

فکر می کنم صحبت کردن بیشتر درباره این فیلم بیهوده باشد ، پس بهتر است خودتان  این فیلم را تماشا کنید.

 

 

دانلود موسیقی فیلم

                                                                                          تیموتی

نوشته شده توسط تیموتی در 6 PM |  لینک ثابت   •