تبليغاتX
پرده شیشه ای

شنبه بیست و پنجم فروردین 1386

هفتی برای بی نهایت

Se7eNکمی به عقب برگردیم.روزگاری که سینما از بیان  ایدئولوژی به غوطه ور شدن در مسایل اجتماعی تبدیل شد،کم کم مخلوطی از هنر و مستند و گزارش به نام سینما تحویل بیننده ها داده شد.دهه 80 آغاز این جریان بود و در نیمه اول دهه 90 به اوج خود رسید.
هفت SE7EN  محصول همین دوران است.در ابتدای فیلم بارها سامرست فریاد می زند که این شهر (نیویورک) در حال انفجار است و من کاری نمی توانم انجام دهم.میلز هم در مقابل قهرمانی است که مانند اسپایدرمن یا به قول خودش سرپیکو، سعی در نجات آن دارد.به همین سادگی ساختار یک مستند خبری پیش روی شماست.حال نوبت هنرنمایی دیوید فینچر DAVID FINCHER  است که شما را با اثری به یاد ماندنی در زمینه جرم و اجتماع مواجه کند.
در نگاه اولیه،هفت گناه کبیره و قاتل ایدئولوگ، خط اصلی فیلم نامه است.باید در فضای گناهان،مجازات و آدم های ناظر غوطه ور شویم تا بتوانیم سرعت زیاد فیلم را تحمل کنیم.هفت، فیلم سریعی است.دیوید فینچر از دنیای سرعت پا به سینما گذاشته است.
دنیای پول و زمان!
توضیح می دهم خدمتتان!
دیوید فینچر سال های متمادی مشغول به ساختن آگهی ها و کلیپ های  تلوزیونی برای معروف ترین شرکت ها وخواننده ها بوده است.جایی که شما مستقیما با پول کلانی در ارتباط هستید و زمان کمی برای نشان دادن کیفیت دارید.هر ثانیه اضافی برای یک آگهی،هزینه زیادی را بر تهیه کننده تحمیل می کند.پس باید از تمام وقت موجود، استفاده کرد.چیزی که در هفت قابل مشاهده است.هیچ صحنه طولانی و اضافی در فیلم وجود ندارد.
فیلم نامه دارای نقاط قوی و خیره کننده زیادی است.کتاب انگلیسی آن در بازار است ، با زبان ساده.اگر وقت کردین بخرید و بخوانید.اکنون سینما آغاز می شود.جایی که کتاب را جالب و در حد داستان های علمی تخیلی می یابید و فیلم را موثر،واقعی و قابل تحسین.
عنوان بندی ابتدا و پایان فیلم به اندازه موسیقی آن قابل توجه است.هر دو امضای کارگردان را دارند و متعلق به این فیلم خاص هستند.
بازی ها زیاد چنگی به دل نمی زند.براد پیت خوب نیست.مورگان فریمن بد نیست!کویSeven-David Fincherن اسپیسی نیز مثل همیشه است.راستی دقت کردین که در ابتدای فیلم نامی از اسپیسی نیست؟
فیلم برداری قابل قبول است و تدوین بی نظیر است.
نقد من طبق معمول باید در این نقطه تمام شود و شما نیز به کارهای مهم ترتان برسید.ولی اندکی صبر کنید.

 

اگر به این فیلم و دیگر آثار بعدی فینچر بنگریم،یکی از مهم ترین دل مشغولی های او را می یابیم،طبقه های اجتماع.
در واقع هفت گناه کبیره،طبقه های مختلف یک جامعه فوق مدرن مانند نیویورک است.خوب دقت کنید.غرور متعلق به خودپسندان نادان مانند هنرمندان بی سواد، شهوت برای جوانان و میانسالان فاسد، طمع برای سیاستمداران و پول دوستان قدرت طلب، تنبلی برای معتادان و جیره خواران دولت، پرخوری برای زیاده طلبان مانند دزدها و سارقان پلیس نما، حسادت برای طبقه آکادمیک همیشه رقیب و زیرآب زن و در نهایت خشم، تنها گناهی که همه ما روزانه بارها مرتکبش می شویم. اگر رییس جمهور باشیم، با خشم باعث یک جنگ خانمان برانداز خواهیم شد و اگر یک راننده تاکسی ساده، باعث اعصاب خوردی بقیه و توهین های بی شمار.گناهی که نهایتا برنده را در این فیلم در صحنه بی نظیر پایانی تعیین می کند.
انسان، چنان خود را مانند حشره ای کر و لال در تار عنکبوت مدرنیته گرفتار کرده است که حتی کمک از بالا را نیز نمی شنود تا احساس کند و بپذیرد.هلی کوپتر و سیم های برق و منطقه قرار گذاشته شده...
تمام فیلم از باران خیس است.نام دیگر باران چیست؟ رحمت الهی! آیا کسی در نیویورک، لندن، پاریس و یا تهران، آن را می شنود؟

                                                                                                  سوشیانس

امتیاز دهی وبلاگ به فیلم از ۱۰ نمره :۷/۷

 انیس: ۴/۷               دیوید:۱/۸                 کلی من: ۵/۷        سوشیانس :۱/۸

نوشته شده توسط سوشیانس و انیس در 10 PM |  لینک ثابت   •