تبليغاتX
پرده شیشه ای

شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386

بخاطر انسانیت

 

 بعد از هر انقلابی جدا از مسائل سیاسی اش جو فرهنگی خاصی به وجود می آید.هرچند قرار نیست این فضای فرهنگی باز دائمی باشد اما برای جوانان ایده آلیستی که پر از شور هستند بسیار لذت بخش و امیدوار کننده است.کافیست که بخاطر بیاورید اوایل انقلاب را یا اگر سنتان مثل من به آن سال ها قد نمی دهد بار ها پای صحبت های پدرهایتان نشسته باشید تا از امید ها و گریز ها و شور هایی که در آن زمان وجود داشته برایتان گفته باشند.نشر بسیاری از کتاب ها و اکران بسیاری از فیلم های ممنوعه از لذت بخش ترین بخش های این فضای فرهنگی بوده.یکی از این فیلم ها Z بود.همیشه پدرم از این فیلم همراه با فیلم حکومت نظامی به عنوان بهترین فیلم هایی که در طول زندگیش دیده یاد می کرد.برای همین خیلی مشتاق بودم که این دو فیلم را حتما ببینم.بار ها از شبکه های مختلف سیما پخش شدند اما هر بار مانعی پیش می آمد تا نگذارد فیلم را ببینم.تا این که چندی قبل بالاخره موفق شدم این دو فیلم محبوب پدرم را گیر بیاورد و ببینم.بعد از دیدنشان علاقه مند شدم تا کارهای دیگر کارگردان این دو فیلم را ببینم.

 کاستا گاوراس کارگردانی یونانی الاصل است.هرچند در هالیوود فیلم می سازد اما هرگز برای تجارت یا سرگرمی فیلم نساخته.او برای بیان دیدگاه های سیاسی و مذهبیش فیلم می سازد.نمی دانم بکار بردن این جمله که او به شدت دچار شعار دادن می شود درست یا خیر.چون اصولا او فیلم می سازد تا شعار بدهد.شعار هایی که باور دارد و برآمده از قلبش است.مثلا در فیلم زد که می خواهد فساد مردان سیاست را نشان بدهد.مردانی که از کوچک ترین موقعیت ها برای منافع شخصی سود می جویند.حال این موقعیت در حد خیانت به همسر باشد یا در رده های بالاتر خیانت به ملت.فرقی نمی کند که این وسط شیک و به ظاهر آزاده باشی یا کچل و پست.در هر دو صورت باعث به بیراهه کشاندن گروهی می شوی.گروهی که شاید روزی متوجه راه اشتباهش بشود اما پشیمانیش هم نتیجه ای در بر نخواهد داشت چون دوباره گروهی سر کار می آید و روز از نو روزی از نو...

 آخرین فیلمی که از گاوراس دیدم آمین بود.فیلمی در مورد رابطه ی مسیحیت با انسانیت در جنگ جهانی دوم.هیتلر همه جا را به آتش کشیده.معلولین را در اتاقک های گاز مسموم می کند.کم کم به این گروه یهودیان هم اضافه می شوند.کل فیلم همین است:آیا انسانیت با دین رابطه ایی دارد؟آیا یک افسر نازی الزاما جانی است؟آیا یک مذهبی الزاما انسان است؟افسر المانی با نام kurt Gerstein (با بازی Ulrich Tukur)متوجه اردوگاه های یهودی می شود.او صحنه ی قتل عام یک خانواده ی یهودی را با چشم خود می بیند و هرگز این صحنه از خاطره اش پاک نمی شود.برای او مهم نیست که آن ها یهودی هستند یا مسیحی.برای او هیچ ارزشی بالاتر از انسانیت نیست.حاضر است در این راه هر کاری بکند.او سعی دارد تا پاپ را متوجه این قضیه بکند تا شاید او بتواند راه کاری بیاندیشد.در این راه کشیشی با او همراه می شود.برای کشیش هم نام دین اهمیتی ندارد.برای او انسانیت است که اهمیت دارد.اگر کشیش شده بخاطر آن است که فکر می کند بهترین راه برای خدمت به بشر مسیحی بودن است.شاید یکی از اشتباه ترین تفکراتی که همیشه وجود داشته سیاسی کردن مساله ی هولوکاست و نسبت دادنش به یهودیان باشد.این حا دیگر مساله ای به نام یهودیت وجود ندارد.بحث انسانیت است.اما در مقابل افسر آلمانی و کیشیش دو گروه ایستادگی می کنند.آن هایی که حمایت از یهودیان منافعشان را در خطر می اندازد و گروهی دیگر کسانی که اصلا حرف ها و دیده های kurt Gerstein را باور نمی کنند و او را متهم به دروغ گویی می کنند.

 نمی توان در باره ی مضمون فیلم بیش از این چیزی گفت.بقیه اش را باید دید.بازی ها متوسطند.هرچند بازیگر نقش kurt Gerstein در انتقال حسش به بیننده بسیار خوب عمل می کند.موسیقی فیلم زیباست و در انتقال حس کارگردان بسیار موثر است.هرچند به موسیقی فیلم زد نمی رسد.برای من موسیقی فیلم زد یکی از زیباترین موسیقی هایی بوده که تا کنون شنیده ام.

 شاید بیش تر از این در مورد گاوراس و فیلم هایش نوشتن کار بیهوده ایی باشد.زیرا او خود فکر هایش را بدون پیچیدگی خاصی به زیبایی به نمایش در می آورد.با وجود تمام ضعف هایی که در کارهایش وجود دارد(مثلا تدوین هایش با این که ابتکاراتی دارد اما ضعف های آشکارش قابل انکار نیست.) فیلم هایش پر از لذت است.

پ.ن:پرویز جاهد در برنامه ایی به موسیقی فیلم Z پرداخته.برای شنیدن موسیقی بسیار زیبای این فیلم و توضیحات آقای جاهد به این لینک مراجعه کنید.

 

                                                                                       دیوید

نوشته شده توسط دیوید در 2 AM |  لینک ثابت   •