چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1385
بهترین پیشنهاد ممکن!
سال ۱۹۹۷ سال تایتانیک بود.
فیلمی که رکورد دریافت جایزه اسکار را شکست و در تمامی رشته ها پیروز بی چون و چرا بود.اکثرجوانان ترانه سلن دیون را زیر لب زمزمه می کردند و رز و جک به نمادهای عشق تبدیل گشته بودند وفروش یک میلیارد دلاری در سطح جهان نیزفیلم دلدادگان کشتی تایتانیک را به پدیده آن سال بدل کرد.
با این حال این نمادهای عشق و عاشقی هیچ کدام برنده مهم ترین جایزه عرصه بازیگری در سال ۱۹۹۷نشدند!
برندگان اسکار آن سال جک نیکلسون و هلن هانت برای بازی در فیلم بهترین شکل ممکن بودند!AS GOOD AS IT GETS!
همه نگاه ها معطوف اتفاق خارق العاده در عرصه بازیگری بود.
به راستی حد توانایی های بشر بی نهایت است.
در حالی که روش های بازیگری توسط اساتید این رشته به صورت کلاسیک تدریس می شود،جک نیکلسون به راحتی در نقشی ظاهر می گردد که خود به صورت یک کلاس بازیگری 100 دقیقه ای در می آید.
هلن هانت نیز با یک بازی کاملا گیرا و استفاده بسیار زیاد از حرکات گردن و دهان،اسکار را از آن خود می کند.
داستان در نیویورک اتفاق می افتد.
زندگی فوق مدرن امروزی عرصه برای کودکی خردسال تنگ می کند و او به گرد و خاک و دود حساس است.مادر دلسوزش با نشان دادن محبتی بسیار زیاد سعی در حفظ کودک دارد و همه این ها در جایی است که نویسنده ای کاملا درونگرا و متفاوت،زندگیش را دستخوش تغییر می دهد.
وسواس و حساسیت به نا پاک بودن اطرافیان ما را به یاد متعصبین دینی می اندازد.انگار که در شهری پر از گناه زندگی کنی و خودت را تنها نماینده پاکی و خلوص بدانی.
در مقابل دیگر شخصیت داستان ،فردی آرام و هنرمند به عنوان نماینده قشر فرهنگی در فیلم حاضر می گردد و یک سگ،نماینده محبت و علاقه مدفون شده در دنیای عظیم امروزی است.
صحبت و نقد در مورد فیلم هایی که دارای نشانه ها و استعاره های مشخصی هستند کمی بد سلیقگی است.
پیشنهاد می کنم این فیلم را ببینید و از هنر سینما در بیان ارتباطات بشر امروز لذت ببرید.
فعلا خداحافظ
سوشیانس
