تبليغاتX
پرده شیشه ای

شنبه بیست و ششم خرداد 1386

نام خدا را به باطل مبر

 
بی شک کسی حتی فکرش را هم نمی کرد که تلویزیون یکی از کشورهای اروپای شرقی، یعنی لهستان، دست به تهیه مجموعه ای بزند که بتواند خود را به عنوان یکی از مهمترین و با ارزش ترین دستاوردهای هنری تاریخ بشریت مطرح کند.
من فکر می کنم هر کسی در طول عمرش باید چند ساعتی از زندگی اش را با کیشلوفسکی بگذراند و شاید همین مجموعه ده فرمان بزرگترین دلیل برای این ادعا باشد، تصویر ده قانون مهم الهی که البته تنها اختصاص به دین یهود یا مسیحیت ندارند و به دلیل خاصیت اخلاقی خود ، متعلق به همه مردم جهان از هر نژاد و مذهب هستند.
استنلی کوبریک را که حتماً می شناسید. او  از بزرگترین کارگردانان تاریخ سینما و یکی از  نوگرایان در این حرفه به شمار می آید و مطمئناً قبول دارید که هیچ سینمادوستی را نمی توان پیدا کرد که یکی از آثار کوبریک در لیست فیلم های مورد علاقه اش نباشد. حتماً می پرسید کوبریک چه ربطی به ده فرمان و کیشلوفسکی دارد. ربطش این است که این بزرگمرد سینما ، ده فرمان را به عنوان تنها شاهکار حقیقی که در تمام عمرش دیده است، توصیف می کند. کوبریک که خود به عقیده بسیاری، بزرگترین شاهکارهای سینما را خلق کرده است؛ در مقام تحسین کننده ای معتبر برمی خیزد و مجموعه ده فرمان را یگانه شاهکار تمام زندگی اش می خواند.
فرمان های دهگانه در ادیان مسیحیت و یهود تقریباً مشترک هستند. تنها در شماره گذاری با هم تفاوت دارند. برای مثال همین فرمان ؛ « نام خدای را به باطل مبر»(Eight: Thou shalt not bear false witness against thy neighbour) در مذهب مسیحیت کاتولیک، فرمان هشتم و در دین یهود و سایر شاخه های مسیحیت فرمان نهم است. پس همانطور که مشخص است کیشلوفسکی به دلیل تسلط مذهب کاتولیک در لهستان ، فرمان هایش را بر اساس آن تنظیم کرده است.
فرمان هشتم عناصر آشنایی دارد؛ فضاهای سرد، سکوت های پی در پی ، شخصیت های درونگرا و کم حرف ، موسیقی محکم و کارآمد، فیلمنامه منسجم و سایه روشن های زیاد.
کریستف پیسویچ و کیشلوفسکی برای نوشتن فیلمنامه از تجربه یکی از دوستان مشترکشان که روزنامه نگاری به نام  هانا کرال ( Hanna Krall  )بود؛ استفاده کردند.
در بحبوحه جنگ جهانی دوم و فضای ضد یهودی آن دوران ، یک زوج جوان کاتولیک برای پذیرش و پناه دادن به دختربچه ای یهودی شرطی می گذارند. دخترک باید مسیحی شود؛ ولی ناگهان نظرشان را عوض می کنند و ترس محض شان را با این مطلب که خداوند آنها را از ارتکاب به سوگندی دروغین منع داشته است.آنها چنین عقیده دارند که دخترک برای حفظ جان خود سوگند می خورد و کمترین توجهی به هدف سوگند نخواهد داشت. چهل سال بعد، دختر که در این زمان زنی میانسال است بار دیگر به لهستان می آید  تا با کسانی که از پناه دادن به او خودداری کرده اند ، روبه رو شود.
اتفاق تعیین کننده در فرمان هشتم ، در گذشته شخصیت ها رخ داده است و کل فیلم به بازسازی روابط شخصیت ها بعد از بحران می پردازد. بحرانی که با زندگی شخصیت ها عجین شده و هنوز بعد از سالها ، آنها را عذاب می دهد.
 

                فرمان هشتم: نام خدای را باطل مبر

 

زوفیا(Maria Kościałowska) به این خاطر که در تعارضی وحشتناک(بین نجات خود و نجات کودک 6 ساله) تصمیمی خلاف اخلاق بشری گرفته و بدتر از آن، با بهانه قرار دادن دلیلی مذهبی و خدایی ، ترس محض اش را پوشانده ؛ احساس گناه می کند و الیزابت(Teresa Marczewska) نیز ایمانش نسبت به انسان دوستی و درستی بعضی قوانین مذهبی کمرنگ شده است.
هر دو شخصیت ها گذشته ای تلخ را پشت سر گذاشته اند و برای رسیدن به آرامش از برخورد دوباره اجتناب نمی کنند. الیزابت برای اینکه دلیل رفتار غیر بشر دوستانه زوفیا و همسرش را بفهمد و زوفیا برای توضیح دلایل اصلی و خلاصی از عذاب وجدان ، به هم نزدیک می شوند. در طول فیلم چنان به هم نزدیک می شوند که در نهایت در آن نمای جادویی پایان فیلم که از نقطه نظر خیاط ناظر آن هستیم ، دیگر آن آدم های اول فیلم نیستند. در این نما چنین به نظر می آید که اینان سالهاست که در کنار هم بوده اند و عشقی عمیق بین شان برقرار است.
ویژگی مهم اکثر آثار کیشلوفسکی استفاده از اشیا و نمادها برای نمایش حالات درونی شخصیت هاست. در فرمان هشتم نیز این قاعده را رعایت شده و کیشلوفسکی  به خوبی توانسته با استفاده از امکانات بیرونی ، روحیات و حالات درونی شخصیت ها را آشکار کند. برای مثال در همان دقایق اول فیلم ، ما با زنی روبه رو هستیم که چهره ای پرصلابت دارد و ظاهراً از یک زندگی معمولی توأم با آرامش برخوردار است. کارهایش را از روی نظم انجام می دهد و خانه اش مرتب و تمیز است. در این نظم و ترتیب تابلویی که در اتاقش قرار دارد و دائماً کج می شود ؛ خودنمایی می کند. این نقص بیرونی ، نشانه ای است از زخمی درونی که دائم نو می شود ، رنجی که دائم خودش را یادآوری می کند.
یا در جایی که الیزابت در حال تعریف داستانش است و ناگهان مرد جوانی وارد کلاس می شود که چندان کنترلی بر خود ندارد و گیج و سردرگم است.  نشانه ای خارجی که وضعیت درونی زوفیا را به نمایش می گذارد.
درباره فیلم های کیشلوفسکی بسیار می توان نوشت ولی چه می شود کرد که از طرفی، قرار است که اینجا حوصله کسی سر نرود و از طرف دیگر ، شاید به گرداب پرگویی بیفتیم و لذت دیدن را از شما بگیریم.
پس در پایان ، کمی جسارت به خرج می دهم و جایگاه یک منتقد معمولی می گویم:
 
« ده فرمان کیشلوفسکی را ببین!»
 
 
                                                                                                         تیموتی
 
 
دانلود فیلم از رپیدشیر: Part1P2 , P3 , P4 , P5 , P6 , P7  ,P8 پسورد:  www.AvaxHome.ru

 

نوشته شده توسط تیموتی در 3 PM |  لینک ثابت   •