جمعه دوم شهریور 1386
ضد پوستر!

خواندن این مطلب برای افرادی که اتاق های ذهنشان پر از پوستر است و در ضمن چاق و حامله و مصرف کننده روغن نباتی هستند، توصیه نمی شود.
هنگامی که هدف و ایده ای را برای آینده خود متصور می شویم،همواره به دنبال نمونه انسانی آن نیز می گردیم.همیشه کسانی بوده و هستند که کارهای بزرگی که آرزوی ماست را انجام داده باشند.کسانی که از هر لحاظ کامل و نمونه بودند و نامشان زبانزد اهل فن است..کار به جایی می رسد که ذات وجودشان برای عده ای مقدس می گردد و در هر نفسی که فرو می رود ،ذکری از یاد استاد برون می آید.استادانی که هر کدام بر مکتب و عقیده و هنری احاطه افکنده اند و طرفدارانشان،روزها را با طواف هفتصد گانه بر دورشان می گذرانند و شبشان را در رویای رسیدن به مقام معبودشان سپری می کنند.القاب فراوانی برای وجود بی همتایشان درست می کنند که از پدر معنوی و اسطوره بی بدیل و استاد اعظم شروع می شود و به چهره ماندگار و برترین قرن و منجی ختم می گردد.
اما،گاهی اوقات باید عینک را کمی بالاتر زد.جایی که فاصله چشم و لنزها کمتر است.جایی که از تعریفهای حرفه ای فاصله می گیرد و زبان آماتور در قالب شناخت فردی، بیرون می آید.زبانی که نه برای لیسیدن و تعریف،که برای دراز کردن و انتقاد ساخته شده است.
شاید این شبهه پیش بیاید که این کار،در واقع کوچک کردن بزرگان است و بزرگ کردن خود. یا اینکه کشتن اسطورها،باعث خالی بودن اریکه قدرتشان می شود و حیطه ادبی سیاسی،سینمایی،نمایشی،موسیقایی،ورزشی و یا مذهبیشان دچار هرج و مرج گردد.
هنر فضای مجازی (وبلاگ نویسی) در همین است که می توان از اکثریت آماتور برای غلبه بر اقلیت حرفه ای استفاده کرد.عملی که سیال شدن اطلاعات و مرزها را در پی خواهد داشت.
در چند شماره آینده،نویسندگان گرامی از اسطوره هایی خواهند نوشت که شاید برای اولین بار،نوری جز برای درخشش و نگاهی جز احترام مطلق ،به تن مبارکشان خواهد خورد.
قسمت نظرات تا جایی که مسایل شخصی نشود و توهینی مشاهده نگردد،میزبان صحبت های شماست.
خانمها و آقایان،
دوستان گرامی
جنگ آغاز شد!
لذت ببرید!
نویسندگان پرده شیشه ای

